أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
14
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
از بهر آنكه وى مطّلع است بر اسرار و ضماير و داند كه هر يكى در سرّ و ضمير خود چه دارد طبرى گفت : كه اينان جنّيان اند ، آنگه گفت : هرچه شما نفقه كنيد در راه خداى از چيزى يعنى از مالى و [ چيز ] اينجا مال است « 1 » ثواب آن به تمام و كمال بشما دهند و بر شما هيچ ظلم نكنند و از ثواب شما هيچ بنكاهند . [ سوره الأنفال ( 8 ) : آيات 61 تا 63 ] وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ( 61 ) وَ إِنْ يُرِيدُوا أَنْ يَخْدَعُوكَ فَإِنَّ حَسْبَكَ اللَّهُ هُوَ الَّذِي أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَ بِالْمُؤْمِنِينَ ( 62 ) وَ أَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ لَوْ أَنْفَقْتَ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ما أَلَّفْتَ بَيْنَ قُلُوبِهِمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَيْنَهُمْ إِنَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ( 63 ) و اگر چنان باشد كه اينان كه ناقضان عهد و شكنندگان ميثاق اند از بنى قريظه و غير ايشان ميل كنند به صلح ، تو نيز با ايشان صلح كن و از غدر و مكر ايشان مترس و توكّل و اعتماد بر خداى تعالى كن و كار خود به او گذار تا يار و نگاهبان تو باشد و او شنواست اقوال بندگان را و داناست بمصالح ايشان ، اگر چه [ فَاجْنَحْ ] امر است امّا هر امرى وجوب را نباشد پس روا بود كه چون كفّار صلح جويند و رسول صلّى اللّه عليه و آله يا امام مصلحت در خلاف صلح بيند صلح نكند و دليل برين اجماع اهل البيت است و بعضى مفسّران گفتهاند كه : آيت منسوخ است بقوله « فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ » و درست آنست كه منسوخ نيست براى آنكه اين آيت در حقّ مشركان است و آن در حقّ اهل كتاب از بنى قريظه و بنى النضير و ديگر آنكه « فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ » در سنهء تسع فرود آمده است و پس از آن با اهل نجران صلح كرد بر دو هزار حلّه كه هزار در صفر بدهند و هزار در رجب بدهند پس ميان حكم دو آيت تنافى نيست و آنچه درو دعوى نسخ كردند ناسخ بيش از منسوخ فرود آمده است
--> ( 1 ) عبارت متن موافق تفسير ابو الفتوح است و در نسخ تفسير حاضر كه در نزد من موجود است عبارت چنين است « و مال را [ خير ] خواند كه به آن خير توان كرد » و اين اشتباه است كه اگر از مصنف باشد وجه آن آنست كه نظرش متوجه بآيات ديگر بوده از قبيل « وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْكُمْ » كه از آيهء دويست و هفتاد و يك سورهء بقره است و نظاير در مضمون نيز دارد و اگر از نويسندگان نسخه باشد حاجت بمعذرت ندارد زيرا كه از حال ايشان معلوم است كه نوعا كم توجه و دقت ميكنند و اللّه أعلم بالواقع .